آدی تاتی
آقا آدرین با تاتی واردمیشود.................
.....................بلههههههههههههههههههه
بالاخره آدرین میتونه روی پاهای خودش بایسته والان 10 روزی میشه
که دیگه راه افتاده واز این بابت خیلی خوشحاله وخیلی کمتر چهار
دست وپا میره و با اینکه هنوز خیلی تسلط نداره ترجیح میده تاتی
کنه. راه میره وبا خودش حرف میزنه و مدام میگه تاتی...تاتی...تاتی...
این شکلات شیرین این روزها شیطون تر از همیشه شده وکسی
جلودارش نیست![]()
با خنده هاش وبا موش شدن
سر من و گول میماله
وهر کاری میخواد میکنه وبعد از اینکه کارش رو انجام داد واسه خودش
دست میزنه وخودش و تشویقم میکنه![]()
دیشب ساعت 11 شب تلفن وبرداشته بود ودکمه ردیال وزده بود
وشماره باباش وگرفته بود باباش هم که بدون توجه به شماره مثل
همیشه گوشی و برداشت وهی میگفت الو... الو ... وصدایی نمی
شنید بعد که من نگام افتاد به آدرین دیدم تلفن دستشه بی خبر از
اینکه باباش وگرفته بهش گفتم بگو الو؟ وآدرینم میگفت آء...آء وبعد از
اینکه صداشو از اون ور خط باباش شنید با خنده بهم گفت آدرین منو
گرفته ودو تایی زدیم زیر خنده
وآدرین که متوجه نمی شد ما چرا
میخندیم با تعجب به ما نگاه میکرد
و گیج شده بود...

این عکس وبا هزار زحمت ازش انداختم تازه گی ها خیلی سخت میشه ازش عکس گرفت


آدی تاتی 